ويلم فلور ( مترجم : ابو القاسم سرى )
141
اشرف افغان بر تختگاه اصفهان ( به روايت شاهدان هلندى ) ( فارسي )
كرد . زبردستخان به زودى به بندر كنگ مىرود او از شاه اشرف اجازهء جنگ با هلنديان و تاراج شركت ايشان را خواسته است و در غياب خود به سيصد افغان دستور داده كه هلنديان را آزار دهند . ادامهء تيرگى روابط هلنديان و افغانان نيز از آنجا آشكار مىشد كه زبردستخان گفته بود هلنديان بايد افزون بر آن هدايا ده درصد ديگر هم بدهند كه در پاسخ اين درخواست اتلام گفت : من آمادگى اين پرداخت را ندارم . زاهد علىخان گفته بود كه اگر هلنديان به صفى قلىبيگ هديههائى ندهند او زبردست - خان را وادار خواهد ساخت كه به شركت هلند حمله كند . در اين گير و دار زبردستخان دلالان شركت هلند را فراخواند و عموم هلنديان ، فرماندار كل و به ويژه اتلام را به باد ناسزا گرفت و گفت من به شما نشان خواهم داد كه نوكر افغانها هستيد او همچنين به ديلماج از اين بابت كه همهء سخنانش را به خوبى به اتلام نفهمانيده است ناسزا گفت . اتلام به دلالان شركت هلند گفت : اگر زبردستخان بار ديگر شما را فراخواند به او بگوئيد كه شركت هلند تاكنون از جانب صفى قلىبيگ ، تعدىهاى زيادى را تحمل كرده است دادن هدايا در ازاى اين تخلفات خفتآور است من حداكثر توان خود را به كار بردم كه با زبردستخان رابطهء خوبى داشته باشم هدايائى را هم كه دادهام نه به قصد فروش بلكه براى خاطر دوستى بوده است . در 9 مارس زاهد علىخان به ديدن اتلام آمد تا دربارهء وضع موجود و چگونگى حل بحران كه به نظر او فقط با تقديم هداياى بيشتر به افغانان حل شدنى بود به گفت و شنود پردازد . فرداى آن روز زاهد علىخان به اتلام پيام داد كه اگر صد قواره چيت گلدار براى زبردستخان بفرستى كارى مىكنم كه يك اسب نر جوان به ارزش 25 تومان برايت بفرستند . اتلام پاسخ داد كه : به مخدوم خود بگو كه من نيازى به اسب ندارم . در 12 مارس زاهد علىخان باز به اتلام پيشنهاد كرد كه براى جلب دوستى زبردستخان هديهاى به او بدهد ، اما اتلام پاسخ داد : دوست ندارم دوستى كسى را با پول بخرم . فرداى آن روز باز زاهد علىخان به اتلام پيام داد كه : دست كم